«دانشآموز با نقشه آشنا شود» هدف آشنایی است، اما به معلم نمیگوید در پایان کلاس چه چیزی را باید ببیند. اگر هدف را دقیقتر بنویسیم، طراحی درس هم روشنتر میشود: «دانشآموز بتواند روی یک نقشهٔ ساده، دو مسیر تا کتابخانه را مقایسه کند و با توجه به فاصله و محل عبور، انتخابش را توضیح دهد.» حالا میدانیم دنبال چه پاسخی هستیم.
هدف را به کاری قابل مشاهده تبدیل کنید
فعلهایی مانند «بداند» و «آشنا شود» بهتنهایی مبهماند. «مقایسه کند»، «دلیل بیاورد» یا «یک تفاوت را روی نقشه نشان دهد» به معلم و دانشآموز تصویر دقیقتری از کار میدهد. هدف قرار نیست طولانی باشد؛ باید آنقدر روشن باشد که بتوانیم بفهمیم به آن نزدیک شدهایم یا نه.
نشانهٔ یادگیری را پیش از فعالیت تعیین کنید
در این مثال، نشانهٔ یادگیری فقط انتخاب مسیر کوتاهتر نیست. دانشآموز باید دو مسیر را روی نقشه نشان دهد و در دو جمله بگوید چرا یکی را ترجیح داده است. اگر فقط مسیر را علامت بزند، هنوز نمیدانیم معیار انتخابش را فهمیده یا حدس زده است. همین دو جملهٔ کوتاه، ابزار بازخورد میشوند.
نمونهٔ یک کلاس ۳۰ دقیقهای
- ۵ دقیقه: یک نقشهٔ ساده با دو مسیر فرضی نشان دهید. از کلاس بخواهید اطلاعاتی را که روی نقشه هست، نام ببرد.
- ۸ دقیقه: هر دانشآموز مسیر پیشنهادی را مشخص کند و دو دلیل برای انتخابش بنویسد.
- ۷ دقیقه: در گروههای دونفره، دلیلها را مقایسه کنند. آیا هر دو نفر به فاصله توجه کردهاند؟ آیا محل عبور را هم دیدهاند؟
- ۷ دقیقه: دو انتخاب متفاوت را در جمع بررسی کنید. از هر گروه بخواهید بگوید چه اطلاعاتی میتواند نظرش را تغییر دهد.
- ۳ دقیقه: هر نفر پاسخ اولیهاش را بازنویسی کند یا توضیح دهد چرا همان انتخاب را نگه داشته است.
بازخورد را به هدف وصل کنید
اگر دانشآموز فقط نوشته «این راه بهتر است»، بازخورد مفید میتواند این باشد: «روی نقشه کدام نشانه از حرفت پشتیبانی میکند؟» اگر فقط به کوتاهی مسیر نگاه کرده، میتوان پرسید: «دربارهٔ محل عبور چه میدانی؟» بازخوردی که به معیار انتخاب برگردد، از تعریف کلی «خوب بود» کمککنندهتر است.
بعد از کلاس، برگههای بازنویسیشده نشان میدهند کدام بخش روشن شده و کدام بخش هنوز به مثال دیگری نیاز دارد. طراحی درس در همین بازنگری ادامه پیدا میکند. اگر میخواهید مرحلهٔ پرسش و گفتوگو را دقیقتر بسازید، مطلب پرسشگری در کلاس درس را ببینید.
